تلاش در راهي بود كه ژان كاپرئول (متوفا 1444) دومينيكي و توماسو دا ويوي گايتايي (1469 ـ 1534) آن را دنبال كردند.
اصوليترين اين آثارش دفاع از آموزههاي برادر توماي آكويني است، كه آنرا براي رئيس فرقهٴ خودش آيمريك دا جولياني پياچنتزايي در فاصلهٴ سالهاي 1304 تا 1311 نوشته و ناتمام مانده است. او موضوعات منتخب
كتاب عبارات را از لحاظ فلسفهٴ توما دربرابر پيروان اسكوت، در مسايل مربوط به
چهار مقالهٴ كتاب عبارات و در يازده پرسش و پاسخ خود مطرح كرده است. اين پرسش و پاسخها شامل بحثهايي درباب حدود 204 مسئلهٴ فلسفي، الاهي و كلامي است.
هروه اعتدال زيادي نشان ميدهد، از جمله در حل بسياري مشكلات ميان راهبان و كشيشان آزاد.
او رسالههاي متعدد ديگري نوشت: درباب نجات؛ درباب كلمه؛ درباب قديم بودن عالم، كه از توما دربرابر ويليام دو لامار (سيزدهم ـ 2؛ متوفا 1298) فرانسيسي آكسفوردي دفاع ميكند؛
درباب ماهيت آسمانها يا درباب تأثير افلاك در زمين؛ اگر گردش افلاك متوقف شود، حركت زمين نيز متوقف خواهد شد، ديگر هيچ توليدمثلي وجود نخواهد داشت و تنها تلاشي و نابودي خواهد بود؛
درباب رابطهٴ ميان اشخاص الاهي و توحيد؛ درباب فضيلت، در اينكه آيا انسان با فضيلت به دنيا ميآيد يا بعداً صاحب فضيلت ميشود؟ اين مستلزم بحث در موضوع توفيق الاهي است؛
دربارهٴ حركات فرشتگان.
درباب وحدت صُوَر. اين رسالهاي است بسيار مفصل دربارهٴ موضوعي مهم، كه بارها هروه بدان ميپردازد. هر چيزي از ماده و صورت تشكيل شده است. آيا فقط از يك صورت؟ او به تبعيت از توماس ميگويد: بلي؛ و در رساله در رد هنريك، در رسالهٴ ديگري درباب صور، در مسايل مربوط به
عبارات، در پرسش و پاسخهايش هم باز آن را مطرح ميكند.
رسالههاي ديگري هم در رد همان هنريك (هانري گنتي) نوشته است: درباب جوهر و عَرَض؛ درباب ماده و صورت؛ درباب اراده و عقل؛ درباب ادراك و درباب عقل. او هميشه بههمان مسئلهٴ اصلي برميگردد. يعني عقيدهٴ توما درباب وحدت صورت ذاتي.
او به شيوهٴ توما درباب معقولات اوليه و ثانويه بحث ميكند؛ يعني مفاهيم سادهاي كه از مشاهدهٴ اشياي معين بهوجود ميآيد و مفاهيم بغرنج يا كلي كه مستلزم قضاوت و بهرهگيري از قوهٴ خلاقّه است.
كافي است به دو رسالهٴ ديگر او اشارهاي شود: درباب اختيارات پاپ؛ كه در آن از قدرت مطلق پاپ و من غيرمستقيم از قدرتي كه بهوسيلهٴ او به فرقههاي ديني اعطا ميشود، دفاع ميكند. ولي باز تمايل خود را به آشتي با كشيشان خارج از فرقههاي رهباني نشان ميدهد.
درباب فقر مسيحايي درحدود 1322 در پاسخ به مشاورهٴ پاپ يوحناي بيست و دوم و بر ضد فرقهٴ راهبان روحاني نوشته شده است.